الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
16
منطق مقارن (فارسى)
در تمامى گفتارهايش ، تا بگوييم در اعتقادش نسبت به خدايى او نيز صادق است « 1 » و همچنين نميتوان سيال بودن يخ را از اين مقدمه به دست آورد كه - يخ از آب است - و آب سيال است و بنابراين يخ سيال است . زيرا در اين جا جزئى از حد وسط افتاده است « 2 » كلمه " از " كبرى صحيح قياس مزبور بايد اينطور باشد : " هر آنچه از آب است سيال است " و آنوقت مىبينيم كه صحت ندارد . اين مثالها كه گفته شد همه در تصديقات بود . در تصورات نيز چنين است . مثلا نميتوان حقيقت انسان را از حيوان كشف نمود زيرا حيوان اعم از انسان است « 3 » بنابراين علاوه بر ضرورت تناسب بين مقدمات و نتائج بايد شكل خاصى را در صورت مقدمات رعايت نمود . اساسا مگر ما نگفتيم كه - فكر عبارت است از حركت ذهن بسوى مقدمات و از آنجا بسوى نتائج . بنابراين مقدمات مناسبى مىخواهيم و راه صحيحى در حركت از آنها به سوى نتيجه . در فكر خطا مىكنيم ذهن گاهى در انديشهاش به خطا مىرود : در تناسب مقدمات خطا مىكند و در رعايت شرائط صورت مقدمات نيز . مثلا از مقدمه ظنى ميخواهد نتيجه يقينى بدست آورد و يا از مقدمات غير عام و جزئى نتيجه كلى بگيرد يا ماهيتى را از مقدمهاى كسب كند كه با آن مساوى نيست . و به هرحال خطاى ذهن در انديشه ، امرى روشن است و در آن شك نميتوان كرد ، و به گواه نيازمند نيست .
--> ( 1 ) - از اين مطلب در مباحث آينده به اشتراط كليت كبرى تعبير مىشود . ( 2 ) - اصطلاحا اين را " قياس مساوات " نامند چنان كه خواهد آمد . ( 3 ) - در آينده خواهيم گفت كه در حد و محدود ، مساوات شرط شده است .